به گزارش «سراج24»، رابطه مسکو و تهران همانند اب هوای روسیه همواره سرد بوده و درست مثل مسیر شمالی، فراز نشیب های زیادی را پشت سر گذاشته است اما بحران سوریه حرارت خاصی به رابطه دو کشور طی پنج سال گذشته داده و این احساس را در میان رهبران ایران و روسیه ایجاد کرده که امروز می توانند دست در دست هم قرار داده اند تا در مقابل سلطه آمریکا نه تنها ایستادگی کنند بلکه بر آن پیروز شوند.
شاید منافع و انگیزه های تهران و مسکو در سوریه از یکدیگر کاملا متفاوت باشد اما ارزش این کشور برای هر دو آنها به یک اندازه حیاتی محسوب می شود. سوریه ستون فقرات محوری مقاومت محسوب می شود که پس از انقلاب اسلامی ایران به رهبری تهران شکل گرفته است. در صورت سقوط دمشق، ارتباط تهران با مهمترین متحد خود در بیروت با چالش جدی مواجه می شود و حزب الله را در جنگ بعدی و حتمی با رژیم صهیونیستی آسیب پذیر می کند. اهمیت نقش دمشق در محور مقاومت زمانی برای جبهه مقابل بیشتر آشکار شد که دولت بشار اسد حمایت همه جانبه ای از حزب الله در جنگ 33 روزه به عمل آورد. بنابر گزارش های منتشر شده از همان زمان دولت سوریه به هدف اصلی واشنگتن، تلاویو و ریاض برای ضربه زدن به ایران تبدیل شد.
سوریه برای روس ها هم به اندازه ایرانی ها البته به شکلی متفاوت، حیاتی تلقی می شود. سوریه تنها پایگاه های نظامی روسیه را در دورتر از مرزهای اورسیا را در خود جای داده است. مقامات روسیه می دانند که در صورت از دست دادن دمشق به سختی خواهند توانست به عنوان یک قدرت جهانی عمل کنند.
با وجود این، دو کشور نقش و سیاست متفاوتی برای دفاع از سوریه اتخاذ کردند. روس ها در اوایل بحران سوریه نسبت به آینده نظام بشار اسد نامطمئن بودند و علی رغم اینکه گروه های مسلح به دروازه های دمشق رسیده بودند حاضر به اقدام نظامی مستقیم نشدند و فقط در سطح دیپلماتیک از متحد خود دفاع کردند اما رهبران ایران کمترین تردیدی از خود برای دفاع از دمشق نشان ندادند و از همان ابتدا با مشکوک خواندن ناارامی های سوریه از طریق متحدان خود در لبنان (حزب الله) و عراق (گروه های مسلح عراقی مثل گردان های سید شهدا یا تیپ ابوالفضل ) کمربند امنیتی مستحکمی از تهران تا بغداد، دمشق و جنوب لبنان ایجاد کردند.
مقاومت منطقه ای که ایران فراهم آورد نقش مهمی در خنثی کردن توطئه ها علیه بغداد و دمشق شد. با گذشت نزدیک به چهار سال از جنگ در مناطق مختلف سوریه، روس ها همچنان از ورود مستقیم اکراه داشتند و گفته می شود که در تهران نیز علاقه زیادی برای ورود روسیه دیده نمی شد اما با شروع سال 1394 شمال و جنوب سوریه ابستن تحولات مهمی علیه دمشق بود که دیگر دو کشور به سختی می توانستند بدون ترکیب توان های خود از دولت سوریه دفاع کنند.
زمانی که اوایل بهار سال جاری اکثر مناطق استان شمالی ادلب سقوط کرد و «کنترل آن به دست گروههای تحت حمایت عربستان، ترکیه و قطر افتاد، در تهران و مسکو که متحدان اصلی دولت دمشق محسوب میشوند زنگ خطر به صدا در آمد. این خطر وقتی جدی شد که ترکیه و امریکا پس از یک سال مذاکرات فشرده اعلام کردند اختلافات خود را کنار گذاشتهاند و آنکار بیش از هر زمان دیگری بر طبل ایجاد منطقه امن در شمال سوریه کوبید.»
در چنین شرایطی ایرانی و روس ها تصمیم گرفتند با ترکیب توان های نظامی توطئه های غرب و متحدان علیه سوریه را به صورت جدی ناکام بگذارند. هر دو کشور توانایی های داشتند که فرصت همکاری متفاوتی را به هر دو آنها می داد. همانطور که وب سایت انگلیسی زبان «بازفیدنیوز» می نویسد: «ایران و روسیه همدیگر را تکمیل میکنند. روسیه نمیتواند روی زمین نیرو مستقر کند، ایران میتواند. ایران نمیتواند هواپیما به آسمان بفرستد، روسیه میتواند. ایران نمیتواند روی شورای امنیت سازمان ملل نفوذ بگذارد، روسیه میتواند. روسیه نمیتواند هزار نیروی خارجی را استخدام کند، ایران میتواند.»
تحلیلگران معتقدند اتحاد ایران و روسیه در سوریه نه تنها سیاست های غرب در سوریه را بن بست مواجه کرده بلکه در صورت موفقیت می تواند نقطه عطفی در تاریخ روابط بین الملل باشد. آلستر کروک مامور سابق سازمان جاسوسی برون مرزی انگلیس (MI6) طی مقاله ای در هافینتگون پست با اشاره به اینکه ائتلاف ایران، روسیه، عراق، سوریه و حزب الله در صورت موفقیت برای اولین بار انحصار تصمیم گیری در حوزه جنگ و صلح را پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی از اختیار ناتو خارج می شود، آورده است: « اما جسارت ائتلاف 4+1 ممکن است خود را به عنوان یک قطب غیرغربی موفقیت آمیز اثبات کند. علاوه براین، هدف این ائتلاف دقیقا مقابله پروژههای تغییر رژیم به سبک ناتو است که نگرانی اصلی شانگاهی نیز محسوب میشود. این چشم انداز قطعا ترتیبات امنیتی غرب را آزار خواهد داد و به صورت بالقوه خیلی از محاسبات ناتو را تغییر خواهد داد.»
تلاش مشترک ایران و روسیه در سوریه بدون شک فصل جدیدی در روابط دو کشور ایجاد کرده است که می توان نشانه های آن را در سفر اخیر ولادیمیر پوتین به تهران دید. رئیس جمهور روسیه در اقدامی غافلگیرانه به دیدار مقام معظم رهبری رفت و به ایشان هدیه ای تقدیم کرد که حاوی پیام سیاسی مهمی بود با این مضمون که «از نظر مسکو، تهران قطب واقعی اسلام است.» و شاید به همین دلیل بود که علی اکبر ولایتی، مشاور امور بین الملل رهبر انقلاب گفته اند این دیدار شاید مهمترین ملاقات در تاریخ جمهوری اسلامی ایران است



